اسم

ذماء

(ذِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) جنبیدن، حرکت کردن.
۲- قوی تر گردیدن.
۳- آشکار کردن قوت دل را.
۴- (اِ.) قوت دل، رمق.

    ذمام

    (ذِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- حق، واجب.
    ۲- حرمت، آبرو.
    ۳- زینهار، امان.

      ذمایم

      (ذَ یِ) [ ع. ذمائم ] (اِ.) جِ ذمیمه. نکوهیده‌ها.

        ذکر

        (ذَ کَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- نر، نرینه. ج. ذکور.
        ۲- آلت تناسلی مرد.

          ذکر

          (ذِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.)یاد کردن، بیان کردن.
          ۲- (اِمص.) یادآوری.
          ۳- نام، آوازه.
          ۴- شرح حال، ترجمه احوال.
          ۵- پند، موعظه. ؛~ جمیل یاد نیکو. ؛ ~ خیر یاد نیکو. ؛ ~ جلی ذکری که صوفیان به آواز بلند ادا کنند. ؛~ خفی ذکری که صوفیان در دل گویند. ؛~ مصیبت بیان کردن مصائب ائمه به ویژه امام حسین (ع). ؛ ~خیر کسی را گفتن از وی به نیکی یاد کردن.

            ذکر

            (ذُ) [ ع. ]
            ۱- (اِ.)یادگار.۲ – حفظ.
            ۳- (اِمص.) تذکر، یادآوری.

              پیمایش به بالا