اسم

ذرع

(ذَ رْ) [ ع. ]
۱- (مص م.) اندازه گرفتن پارچه و مانند آن با ذراع.
۲- (اِ.) واحدی برای طول، برابر با ۰۴/۱ متر، گز. ؛~ نکرده پاره کردن کنایه از: نیندیشیده و نسنجیده عمل کردن. ؛ ~ُ پیمان کردن اندازه گرفتن، گز کردن.

    ذرق

    (ذُ رَ) [ ع. ] (اِ.) شبدر وحشی.

      ذره

      (ذَ رِّ) [ ع. ذره ] (اِ.)
      ۱- مورچه.
      ۲- هر چیز بسیار ریز، هر یک از اجسام بسیار ریز که درهوا هنگام تابش نور دیده می‌شود.
      ۳- مقیاسی است معادل یک صدم جو. ج. ذر. ذرات.

        ذره بین

        (~.) [ ع – فا. ] (اِ.) عدسی شیشه‌ای یا بلوری، که دو سطح آن محدب است و چیزهای ریز را بزرگ نشان دهد.

          ذرور

          (ذَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- داروی خشک، سوده یا کوفته شده، پراکندنی یا پاشیدنی در زخم و جراحات. ج. ذرورات.
          ۲- نوعی بوی خوش، عطر. ج. اذره.

            ذروه

            (ذِ وِ) [ ع. ذروه ] (اِ.)
            ۱- نوک کوه، قله.
            ۲- تارک سر.
            ۳- بالای هر چیز.

              ذخایر

              (ذَ یِ) [ ع. ذخائر ] (اِ.) جِ ذخیره ؛ اندوخته‌ها.

                ذخر

                (ذُ خْ) [ ع. ] (اِ.) ذخیره، نگه داشته شده برای روز مبادا. ج. اذخار.

                  پیمایش به بالا