اسم

ذبذبه

(~.) [ ع. ذبذبه ]
۱- (مص ل.) جنبیدن چیزی که در هوا آویخته باشد.
۲- (مص م.) جنبانیدن، حرکت دادن.
۳- (اِمص.) جنبش.

    ذبذبه

    (ذَ ذَ بَ یا بِ) [ ع. ذبذبه ]
    ۱- (مص ل.) دو دلی کردن، تردد داشتن.
    ۲- (مص م.) دو دل کردن کسی را در کاری.
    ۳- (اِمص.) دودلی، تردد.

      ذبل

      (ذَ بْ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- گوش ماهی.
      ۲- سنگِ لاک پشت.

        ذخایر

        (ذَ یِ) [ ع. ذخائر ] (اِ.) جِ ذخیره ؛ اندوخته‌ها.

          ذخر

          (ذُ خْ) [ ع. ] (اِ.) ذخیره، نگه داشته شده برای روز مبادا. ج. اذخار.

            ذباله

            (ذُ لِ) [ ع. ذباله ] (اِ.) ج. ذبیل، آشغال.

              ذباله

              (ذُ لَ) [ ع. ذباله ] (اِ.) فتیله شمع یا چراغ.

                پیمایش به بالا