اسم

دوری

(دُ) [ ع – فا. ]
۱- (ص نسب.) دورانی.
۲- (اِمر.) بشقاب بزرگ مقعر.

    دوده

    (دِ) [ په. ] (اِمر.)
    ۱- دودمان.
    ۲- ماده‌ای سیاه و نرم که از دود مواد نفتی، حاصل شود.

      دور

      (دُ) [ ع. ] (اِمص.)
      ۱- گردش.
      ۲- حرکت دورانی چیزی.
      ۳- نوبت.
      ۴- پیرامون، محیط.
      ۵- عصر، زمان.

        دوراغ

        (اِ.) دوغ و ماستی که آب آن را کشیده باشند.

          دورباش

          (اِمر.)
          ۱- نیزه‌ای دوشاخه با چوبی جواهرنشان که در قدیم پیشاپیش شاهان می‌برده‌اند تا مردم بدانند که پادشاه می‌آید و خود را به کنار کشند.
          ۲- تبرزین.

            پیمایش به بالا