اسم

دواج

(دَ) [ طبر. ] (اِ.) لحاف، روانداز.

    دوار

    (دَ یا دُ) [ ع. ] (اِ.) گردش سر، سرگیجه.

      دهل

      (دُ هُ) (اِ.) طبل بزرگ، کوس. ؛ ~دریده کنایه از: رسوا، مفتضح.

        دهن

        (دُ هْ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- روغن.
        ۲- چربی. ج. ادهان.

          دهه

          (دَ هِ) (اِمر.)
          ۱- ده واحد از چیزی.
          ۲- ده روز از ماه.
          ۳- هر ده سال.

            دو

            (دُ)(اِ.)نوبت، نوبت بازی در قمار و مانند آن.

              پیمایش به بالا