دفتر معین
[ ع. ] (~ مُ) (اِمر.) از دفترهای تجارتی که در آن حسابها به طور تفکیک در صفحههای جداگانه ثبت و نگه داری میشود.
[ ع. ] (~ مُ) (اِمر.) از دفترهای تجارتی که در آن حسابها به طور تفکیک در صفحههای جداگانه ثبت و نگه داری میشود.
(~. چِ) (اِمصغ.) دفتر کوچک. ؛ ~ پس انداز دفترچهای که بانک یا مؤسسه مالی به هر دارنده حساب پس انداز میدهد و در آن مبلغ موجودی و دریافتی یا پرداختی را ثبت میکند.
(~. نِ) [ معر. ] (اِمر.)ادارهای وابسته به اداره ثبت که در آن اسناد انواع معاملات یا ازدواج وطلاق را ثبت کنند، دفتر اسناد رسمی، محضر.
(~.) [ ع – فا. ] (اِ.)
۱- کسی که مسئول نوشتن و تنظیم و نگه داری دفترهای یک مؤسسهاست.
۲- مدیر یا صاحب دفترخانه.
(دَ تِ) (اِ.) آلتی فلزی دسته دار شبیه شانه که بافندگان پارچه هنگام بافتن پارچه آن را در دست گیرند و روی پود را میکوبند تا آن چه بافته شده جابه جا و محکم شود.
(دَ فّ) [ معر. ] (اِ.) یکی از سازهای ضربی. ؛ ~ کسی را تر کردن کنایه از:
۱- بی اثر کردن کار کسی.
۲- رسوا ساختن.