اسم

دفته

(دَ تِ) (اِ.) آلتی فلزی دسته دار شبیه شانه که بافندگان پارچه هنگام بافتن پارچه آن را در دست گیرند و روی پود را می‌کوبند تا آن چه بافته شده جابه جا و محکم شود.

    دغدغه

    (دَ غْ دَ غِ) [ ع. دغدغه ] (اِ.) نگرانی، بیم، تشویش.

      دغل

      (دَ غَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- تغییر دادن چیزی برای گمراه ساختن خریدار.
      ۲- مکر و حیله.

        دف

        (دَ فّ) [ معر. ] (اِ.) یکی از سازهای ضربی. ؛ ~ کسی را تر کردن کنایه از:
        ۱- بی اثر کردن کار کسی.
        ۲- رسوا ساختن.

          دفاین

          (دَ یِ) [ ع. دفائن ] (اِ.) جِدفینه ؛ اندوخته‌ها، گنجینه‌ها.

            دفتر

            (دَ تَ) [ معر. ] (اِ.)
            ۱- دسته کاغذ سفید ته دوزی شده به شکل کتاب که در آن مطلب نویسند.
            ۲- جایی که در آن کارهای اداری یا بازرگانی انجام گیرد.
            ۳- جزوه، کتاب.

              دفتر کل

              (~ کُ) (اِمر.) دفتری که هر مؤسسه بازرگانی باید آن را نگه داری و هر هفته لااقل یک بار داد و ستدش را با تفکیک موضوع در آن ثبت کند.

                دفتر معین

                [ ع. ] (~ مُ) (اِمر.) از دفترهای تجارتی که در آن حساب‌ها به طور تفکیک در صفحه‌های جداگانه ثبت و نگه داری می‌شود.

                  Scroll to Top