اسم

دختر

(دُ تَ) [ په. ] (اِ.)
۱- فرزند مادینه، بنت، دخت.
۲- دوشیزه، زن مرد ندیده.

    دبیقی

    (دَ) (اِ.) پارچه‌ای است از نوع حریر نازک که در مصر می‌بافند.

      دپارتمان

      (دِ تِ) [ فر. ] (اِ.) بخش سازمان یافته اداری، بخش یا قسمتی از یک مؤسسه (فره).

        دپو

        (دِ پُ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- انبار اجناس، مخزن.
        ۲- محل تجمع وسایل و افراد یا نیروها برای انجام کاری.
        ۳- کارگاه تعمیر و توقف لکوموتیو و نگه داری تجهیزات و انباشت پارسنگ، آمادگاه (فره).

          دثار

          (دِ) [ ع. ] (اِ.) روپوش، لباسی که روی لباس‌های دیگر پوشند.

            دبق

            (دِ بْ) [ ع. ] (اِ.) سریشم، دانه سبزرنگ سیاهی که بر تنه درختانی مانند امرود جا می‌گیرد. این دانه پس از خشک شدن، پوستش درهم کشیده و تیره رنگ می‌شود که در میان آن ماده لزجی وجود دارد. در فارسی، مویزه و مَویزک عسلی گویند.

              دبور

              (دَ) [ ع. ] (اِ.) بادی که از مغرب می‌وزد.

                Scroll to Top