(لّ) [ ع. ] (اِفا.) دلالت کننده، هدایت کننده، نشان دهنده.
خال (اِمر.) نهال نو نشانده و پیوند نکرده.
(اِ.)۱ – راهرو سرپوشیده.۲ – کوچه سر – پوشیده.
(اِمر.) پولی که دالاندار به عنوان انعام از خریداران اجناس کاروانسرا میگرفت.
(یُ لْ لا) [ ع. ] (اِمر.) ۱- خواننده خدا. ۲- پیغامبر اسلام (ص).
(یَ یا یِ) [ ع. داعیه ] (اِ.) سبب، موجب. ج. دواعی.
[ په. ] (اِ.) سوزاندن جایی از بدن حیوان یا برده با آهن تفته و مانند آن.
[ تر. ] (اِ.) کوه، جبل.
(غُ دِ رَ) (اِمر.) آهن تفته و سیخ سرخ کرده.
(لَ مِ) (اِ.) نک داغمه.