اسم

داغ

[ په. ] (اِ.) سوزاندن جایی از بدن حیوان یا برده با آهن تفته و مانند آن.

    داغمه

    (مِ) (اِ.)
    ۱- خشکی لَب یا پوست.
    ۲- سفتی روی زخم.
    ۳- روغن بسته شده.

      داش

      (اِ.) کوره، کوره کوزه گری یا آجرپزی.

        داشبرد

        (بُ) [ انگ. ] (اِ.) صندوق کوچکی در داخل اتومبیل که در سمت راست فرمان تعبیه شده و محل قرار دادن ابزار کوچک و مورد لزوم اتومبیل است.

          داشت

          ۱ – (مص مر.) داشتن.
          ۲- پرورش، تربیت.
          ۳- بخشش، انعام.
          ۴- (اِ.) طاقت، زور.
          ۵- ملک، دارایی.

            پیمایش به بالا