اسم

داشبرد

(بُ) [ انگ. ] (اِ.) صندوق کوچکی در داخل اتومبیل که در سمت راست فرمان تعبیه شده و محل قرار دادن ابزار کوچک و مورد لزوم اتومبیل است.

    داشت

    ۱ – (مص مر.) داشتن.
    ۲- پرورش، تربیت.
    ۳- بخشش، انعام.
    ۴- (اِ.) طاقت، زور.
    ۵- ملک، دارایی.

      داروسازی

      ۱ – (حامص.) عمل داروساز.
      ۲- (اِمر.) کارخانه‌ای که در آن دارو تهیه می‌کنند.

        داروغه

        (غِ) [ تر. ] (اِ.)
        ۱- رییس پاسبانان.
        ۲- محافظ قریه یا شهر.

          داروینیسم

          [ انگ. ] (اِ.) عقاید چارلز داروین (۱۸۰۲ – ۱۸۸۹) طبیعی دان انگلیسی که اساس آن اعتقاد به تکامل جانداران از ساده به پیچیده‌است.

            داس

            (اِ.) ابزاری آهنی و سرکج شبیه هلال ماه که دسته‌ای چوبی دارد، لبه آن تیز و دندانه دار است که با آن محصولات کشاورزی را درو می‌کنند.

              دارجلینگ

              (جِ) [ هند. ] (اِ.) نام تجاری نوعی چای مرغوب که در شمال هند کشت می‌شود.

                دارچین

                (اِمر.) درختی است که بیشتر در هندوستان و چین می‌روید، جزو رده دولپه‌ای‌های جدا گلبرگ می‌باشد و همیشه سبز است. گل‌های منظم و سفید مایل به زرد دارد، پوست آن را هم که قهوه‌ای رنگ است دارچین می‌گویند که به عنوان نوعی ادویه خوشبو در بعضی از غذاهامی ریزن د. از داروهای گیاهی خوشبو نیز محسوب می‌شود.

                  دارحلقه

                  (حَ قِ) [ ع – فا. ] (اِ.) یکی از اسباب‌های ژیمناستیک شامل دو حلقه آویخته از میله‌ای به ارتفاع ۵/۵ متر که ورزشکار با گرفتن حلقه‌ها و آویزان شدن از آن به اجرای حرکات نمایشی می‌پردازد.

                    دارخال

                    (اِمر.)
                    ۱- درختی که آن را پیوند نکرده باشند.
                    ۲- درخت تازه نشانده شده.

                      پیمایش به بالا