اسم

خیزران

(خَ یا خِ زَ) (اِ.) قسمی نی مغزدار که دارای ساقه‌های راست و محکم و بلند و خوشرنگ است. از شاخه‌های آن عصا و چوبدست سازندواز برگ وپوست آن ریسمان و فرش بافند.

    خیش

    (اِ.)
    ۱- پارچه‌ای خشن از کتان.
    ۲- پرده‌ای از کتان که آن را در اتا ق می‌آویختند و برای خنک شدن، آن را نمناک می‌کردند.

      خیشخانه

      (نِ) (اِمر.) خانه تابستانی که از نی یا پارچه کتان درست می‌کردند و بر آن آب می‌پاشیدند تا در اثر وزش باد از هوای خنک آن استفاده کنند.

        خیشوم

        (خِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- بینی.
        ۲- بن بینی. ج. خیاشیم.

          خیط

          (خَ یا خِ) [ ع. ] (اِ.) رشته، سلک. ج. اخیاط.

            خیط

            (اِ.) = خیت: خط دایره مانند که روی زمین کشند.

              خیک

              (اِ.) مَشک، ظرف چرمین که در آن آب، دوغ، روغن و مانند آن ریزند.

                خیل

                (خِ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- گروه اسبان.
                ۲- گروه سواران. ج. اخیال، خیول.

                  پیمایش به بالا