اسم

خونبها

(بَ) (اِمر.) دیه، پولی که در ازای خون مقتول به بازماندگان او دهند.

    خوشه

    (ش) (اِ.)
    ۱- چندین دانه میوه که به هم پیوسته و از شاخه درخت یا ساقه گیاه آویزان باشد.
    ۲- سُنبله، ششمین بُرج از بروج دوازده گانه که خورشید در حرکت ظاهری خود شهریور ماه در این برج دیده می‌شود.

      خوف

      (خُ) [ ع. ]
      ۱- (اِمص.) بیمناکی.
      ۲- (اِ.) ترس، بیم.

        خوک

        [ ع. ] (اِ.) پستانداری از راسته سم داران که در هر دست و پا دارای چهار انگشت است و همه چیز می‌خورد.

          خول

          (خَ وَ) [ ع. ] (اِ.) خَدَم و حَشَم.

            خول

            (اِ.) پرنده‌ای است کوچک و خوش آواز و تیزپرواز.

              پیمایش به بالا