اسم

خلنجبین

(خِ لَ جَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) شربتی که از سرکه و انگبین یا شکر و قند سازند؛ سکنجبین.

    خلنگ

    (~.) (اِ.) گیاهی است که نوعی از آن به صورت درخت یا درختچه می‌باشد که از چوب آن کاسه و قدح می‌سازند و نوعی از آن علفی می‌باشد به رنگ‌های سرخ، زرد و سفید.

      خلنگ

      (خِ لِ) (اِ.) = خلنج: گرفتن اعضا و کندن به ناخن.

        خله

        (خَ لِ) (اِ.) پاروی قایق رانی.

          خله

          (خُ لَّ) [ ع. خله ] (اِمص.)
          ۱- دوستی، صداقت.
          ۲- خصلت.

            خله

            (~.) (اِ.) هر چیز نوک تیز که جایی بخلد و فرو رود مانند سوزن، جوال دوز.

              خلعت

              (خِ عَ) [ ع. خلعه ] (اِ.) جامه دوخته که بزرگی به کسی بخشد. ج. خِلَع.

                خلف

                (خَ لَ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- جانشین، بازمانده.
                ۲- فرزند، فرزند شایسته. ج. اخلاف.

                  پیمایش به بالا