اسم

خرفستر

(خَ رَ تَ)(اِ.)۱ – جانور موذی و زیانکار مانند مار، عقرب.
۲- حیوان زیانکار اهریمنی.

    خرفک

    (خَ فَ) (اِ.) جرقه (آتش)، برق (آتش).

      خرفه

      (خُ فِ یا فَ) [ معر. ] (اِ.) گیاهی است از تیره‌ای به نام خرفه، جزو رده جداگلبرگ‌ها، گلبرگ‌هایش سفید یا زرد و تخم‌های آن ریز و سیاه است. تخم آن در پزشکی به کار می‌رود. پرپهن، فرفهن، فرفین، بوخله، خفرج و بقله الحمقاء نیز گویند.

        خرق

        (خَ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) پاره کردن، درانیدن.
        ۲- (اِ.) درز، شکاف، رخنه.

          خرق

          (خَ یا خُ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- نادانی، ضعف رای.
          ۲- درشتی.

            خرک

            (خَ رَ) (اِمصغ.)
            ۱- خر کوچک.
            ۲- چهارپایه‌ای چوبین که در ورزش آن را به کار برند.
            ۳- آلتی کوچک، استخوانی یا چوبی، که روی کاسه تار نصب کنند و سیم‌های تار را روی آن عبور دهند.

              خرک

              (~.) (اِ.) تخمه که در گلو آید؛ جخج.

                Scroll to Top