اسم

خبل

(خَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) فاسد کردن، تباه کردن.
۲- (اِمص.) فساد، تباهی.

    خایه

    (یِ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- تخم، تخم مرغ.
    ۲- تخم انسان یا حیوان نر. ؛ ~کسی را مالاندن کنایه از: چاپلوسی کردن، تملق اغراق آمیز کردن. ؛مثل ~حلاج لرزیدن به شدت ترسیدن.

      خباط

      (خُ) [ ع. ] (اِ.) حالت شبیه دیوانگی، شوریدگی مغز، شوریده مغزی، پری زدگی.

        خباک

        (خَ) (اِ.)
        ۱- چهاردیواری سرگشاده که گاو و گوسفند و دیگر چارپایان را در آن نگاه داری کنند.
        ۲- کنایه از: جای خفه و تنگ.

          خبایا

          (خَ) [ ع. ] (اِ.)جِ خبیئه ؛ پوشیده‌ها، نهفته‌ها.

            خاویار

            (اِ.) تخم نوعی سگ ماهی که بسیار مقوی و گرانبهاست.

              پیمایش به بالا