اسم

خبث

(خُ) [ ع. ] (اِمص.)
۱- پلیدی، ناپاکی.
۲- بدذاتی، بدسرشتی.

    خبرت

    (خِ یاخُ رَ) [ ع. خبره ] (اِمص.)
    ۱- دانا و آزموده بودن.
    ۲- دانایی، تجربه.

      خبردار

      (~.) [ ع – فا. ]
      ۱- (ص مر.) باخبر، آگاه.
      ۲- (اِ.) وضع یا کیفیت ایستادن به حالت راست، پاها چسبیده به هم و دست‌ها چسبیده به پهل و و سر در حالت قایم.

        خبط

        (خَ) [ ع. ] (اِمص.)
        ۱- به بیراهه رفتن، کژروی.
        ۲- سهو، اشتباه.

          خبک

          (خَ بَ) (اِ.) فشردگی گلو، خفگی.

            خبل

            (خَ بَ) [ ع. ] (اِمص.)
            ۱- دچار جنون شدن.
            ۲- فلج شدن.

              خبل

              (خَ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) فاسد کردن، تباه کردن.
              ۲- (اِمص.) فساد، تباهی.

                پیمایش به بالا