اسم

نصیحت

(نَ حَ) [ ع. نصیحه ] (اِ.) پند، اندرز. ج. نصایح.

    نصب

    (نَ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) قرار دادن، جا کردن.
    ۲- گماشتن.
    ۳- (اِ.) علامتی از اِعراب که حرف آخر کلمه صدای فتحه می‌دهد.

      نصب

      (نُ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- بلا، سختی.
      ۲- خستگی، فرسودگی.

        نصح

        (نَ یا نِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) پند دادن، اندرز کردن.
        ۲- (اِ.) پند، اندرز.

          نصف

          (نِ) [ ع. ] (اِ.) نیمه، یک دوم از هر چیز.

            نصف النهار

            (نِ فُ نَّ) [ ع. ]
            ۱- (اِمر.) نیمروز، هنگام ظهر.
            ۲- نیم دایره‌ای که از یک قطب شروع و به قطب دیگر ختم می‌شود و به وسیله آن طول جغرافیایی هر محل مشخص می‌شود.

              پیمایش به بالا