اسم

خارخسک

(خَ سَ)(اِمر.)
۱- گیاهی است بیابانی با شاخه‌هایی که روی زمین می‌خوابد و خارهای سه پهلو دارد.
۲- (کن) شخص مزوّر و مردم آزار.

    خارش

    (رِ)
    ۱- (اِمص.) خاریدن.
    ۲- (اِ.) گر، بیماری پوستی که با خارش همراه است.

      خارشتر

      (شُ تُ) (اِمر.) گیاهی است خاردار با گل‌های خوشه‌ای به رنگ سرخ یا سفید و برگ‌های کرکدار، عرق آن برای شستشوی کلیه مفید است.

        خادمه

        (دِ مِ) [ ع. خادمه ] (اِفا.) خدمتکار زن، کنیز، کلفت. ج. خادمات.

          خار

          [ په. ] (اِ.)
          ۱- گیاهی که دارای شاخه‌های باریک و نوک تیز و خراشنده‌است، شوک.
          ۲- هر یک از سیخ‌های نوک شاخه‌های درختان، تیغ درخت.
          ۳- هر چیز نوک تیز و خراشنده.
          ۴- هر یک از تیغ‌های مهره گردن.

            خارا

            [ په. ] (اِ.)
            ۱- نوعی سنگ سخت، گرانیت.
            ۲- نوعی پارچه ابریشمی موجدا ر.

              پیمایش به بالا