اسم

خاش

(اِ.) = خش. خشو. خوشه: مادرزن، مادر شوهر.

    خارق

    (رِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- پاره کننده.
    ۲- (اِ.) هر چه که برخلاف نظم طبیعی باشد.

      خارکن

      (کَ)
      ۱- (ص فا.) کسی که خار را از زمین می‌کند.
      ۲- (اِ.) آهنگی در موسیقی قدیم.

        خاز

        (اِ.) نوعی پارچه کتانی مانند متقال.

          خازن

          (زِ) [ ع. ] (اِفا. اِ.)
          ۱- خزانه دار.
          ۲- نام قطعه‌ای است در بعضی از دستگاه‌های برقی که انرژی به صورت برق در آن ذخیره می‌شود.

            پیمایش به بالا