اسم

حماید

(حَ یِ) [ ع. حمائد ] (اِ.) جِ حمیده ؛ خوبی‌ها، خصلت‌های نیکو.

    حمایل

    (حَ یِ) [ ع. حمائل ] (اِ.)
    ۱- بند شمشیر و آن چه به شانه و پهلو آویزند.
    ۲- قرآن کوچکی که به بغل آویزند.

      حمأه

      (حَ) [ ع. حمأه ] (اِ.) گل سیاه، لجن.

        حلیل

        (حَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- حلال، روا.
        ۲- شوهر، زوج.

          حلیله

          (حَ لِ یا لَ) [ ع. حلیله ] (اِ.) زن شرعی مرد، همسر. ج. حلایل.

            حلیم

            (حَ) [ ع. ] (اِ.) بردبار. ج. احلام.

              حلیه

              (حِ یِ) [ ع. حلیه ] (اِ.) زینت، زیور، جِ حلی.

                حما

                (حَ) [ ع. ] (اِ.) خویشاوند زن و شوهر.

                  حماحم

                  (حَ حِ) [ ع. ] (اِ.) نوعی پونه با برگ‌های پهن.

                    Scroll to Top