اسم

نشاف

(نَ شّ) [ ع. ] (اِ.) کاغذ نشاف: کاغذ خشک کن، کاغذی که رطوبت جوهر و مرکب را جذب کند.

    نشان

    (نِ) (اِ.)
    ۱- علامت، نشانه
    ۲- مُهر و نگین.
    ۳- هدف و نشانه برای تیراندازی.
    ۴- علم، پرچم.
    ۵- قطعه‌ای ساخته شده از طلا یا نقره که به افراد برجسته و نمونه برای قدردانی و بزرگداشت اهداء می‌شود.

      نشانه

      (نِ نِ) (اِ.)
      ۱- هدف، آماج.
      ۲- علامت، علامت مشخصی برای شناختن چیزی.

        نسیم

        (نَ) [ ع. ] (اِ.) باد خُنَک و ملایم.

          نش

          (نَ) (اِ.) سایه، جایی که سایه باشد.

            نشا

            (نَ) [ ع. نشاء ] (اِ.)
            ۱- روییدن، نمو کردن.
            ۲- در فارسی بوته یا قلمه را در جایی کاشتن تا بعد آن را به جای دیگر انتقال دهند.

              نشاب

              (نُ شّ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- تیرها.
              ۲- واحد آن نشابه. ج. نشاشیب.

                نشادر

                (نِ یا نُ دُ) (اِ.) ترکیبی از جوهرنمک و آمونیاک، جامد و بلوری که از آن در صنعت برای سفیدکاری، لحیم کاری و… استفاده می‌شود.

                  پیمایش به بالا