اسم

چل بند

(چِ بَ) (اِمر.) = چهل بند: جامه مخصوص رقاصان که از پارچه‌های مختلف به الوان گوناگون می‌ساختند.

    چلب

    (چَ لَ) (اِ.)
    ۱- سِنج.
    ۲- شور و غوغا.

      چلبی

      (چَ لَ) [ تر. ] (اِ.) خواجه، آقا، سرور.

        چکمیزک

        (چَ زَ) (اِ.) = چک. چکره. چکه: مرضی که انسان نتواند ادرار خود را نگاه دارد و ادرار چکه چکه خارج می‌شود، سلس البول، تقطیر البول.

          چکن

          (چِ کَ یا کِ) (اِ.) نوعی زرکش دوزی و بخیه دوزی.

            چکنامه

            (چَ مِ یا مَ) (اِمر.)
            ۱- قباله اراضی و املاک.
            ۲- فهرستی که حدود اراضی و املاک در آن ثبت شده.
            ۳- فرمان ملکیت املاک خالصه دیوان که به کسی داده شود.

              چکه

              (چِ کِّ) (اِ.) قطره، قطره آب.

                Scroll to Top