چغندر
(چُ غُ دَ) (اِ.) چگندر، چندر، گیاهی است از تیره اسفنجیان دارای برگهای درشت و پهن که مواد غذایی آن در ریشه ستبرش اندوختهاست و بر سه قسم است: چغندر رسمی، چغندر فرنگی و چغندر قند.
(چُ غُ دَ) (اِ.) چگندر، چندر، گیاهی است از تیره اسفنجیان دارای برگهای درشت و پهن که مواد غذایی آن در ریشه ستبرش اندوختهاست و بر سه قسم است: چغندر رسمی، چغندر فرنگی و چغندر قند.
(چَ) (اِ.)
۱- چوب بستی که تاک انگور و بیاره کدو و مانند آن را بر بالای آن بخوابانند.
۲- سقف، طاق.
(چَ نِ) (اِ.) از سازهای ضربی و آن کدوی خشکی بود که درون آن را سنگریزه میریختند و هنگام رقص و پایکوبی متناسب با وزن رقص آن را تکان میدادند.
(چَ) (اِ.)
۱- پنبه یا پشم و مانند آن که داخلِ تشک، لحاف، بالش کنند.
۲- بالش، تشک یا هر چیز آکنده از پشم و پنبه.
(چُ تَ یا تِ) (اِ.) آلتی است که بعضی مردم گیلان و طالش، هنگامی که برف زیاد بر زمین نشسته به پای خود بندند تا در برف فرو نروند، قسمی راکت برف.
(چَ غَ یا چِ غِ) (اِ.)
۱- پینهای که در کف دست و پا در اثر کار و راه رفتن زیاد پدید آید.
۲- هر چیز سخت و محکم.
۳- گیاهی است بوتهای و سفیدرنگ.