اسم

چشمیزک

(چَ زَ) (اِمصغ.) = چشمیزج. تشمیزج: دانه‌ای است سیاه به اندازه بهدانه و آن را از گیاهی که در حجاز و سودان روید بدست آرند و در طب قدیم مستعمل بود؛ چشمک، چشام، چشوم، چشم.

    چغ

    (چَ) (اِ.) = چق:
    ۱- چوبی که بدان ماست راهم زنند تا مسکه و کره از آن جدا گردد.
    ۲- چرخی که زنان رشته بدان ریسند.

      چشمک

      (~. مَ) (اِمصغ.)
      ۱- چشم کوچک.
      ۲- اشاره با گوشه چشم.
      ۳- عینک.

        پیمایش به بالا