اسم

چرک

(چِ) (اِ.)
۱- ماده سفیدرنگی که از زخم و دمل بیرون آید.
۲- ماده تیره رنگ و چربی که به سبب دیر شستن بدن یا لباس در روی پوست یا لباس ظاهر شود. ؛ ~ دلِ کسی را پاک کردن کنایه از: رفع کدورت از کسی کردن.

    چرخشت

    (چَ خُ) (اِ.)
    ۱- چرخی که با آن آب انگور گیرند.
    ۲- حوضی که در آن انگور بریزند و لگد کنند تا آبش گرفته شود.

      چرخه

      (چَ خِ) (اِ.)
      ۱- زنجیره ؛ مجموع فرایندهای مرتبط با هم.
      ۲- فاصله زمانی ای که در طی آن یک حادثه یا پدیده منظم رخ می‌دهد، سیکل.

        چرد

        (چَ) (اِ.) = چرده. چرته: رنگ، لون (مخصوصاً در چارپایان).

          چرد

          (~.) (اِ.) جایی که چارچوب در خانه را بر آن کار گذارند؛ آستانه.

            چرده

            (چَ دِ) (اِ.)
            ۱- رنگ.
            ۲- رنگ پوست.

              چرس

              (چَ رَ) (اِ.)
              ۱- بند، زندان.
              ۲- شکنجه، آزار.

                چرس

                (چَ) (اِ.) ماده مخدری است که از مالش دادن سرشاخه‌های گیاه شاهدانه با دست یا روی پارچه بدست می‌آید و آن را با توتون یا تنباکو می‌کشند.

                  Scroll to Top