چارچار
(اِ.) = چهار چهار: روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک در زمستان که سردترین روزهای سال است.
(اِ.) = چهار چهار: روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک در زمستان که سردترین روزهای سال است.
(قَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) نوعی از لباس پادشاهان و امراء. ضح – برخی «چارقد» را محرف همین کلمه دانند.
(قَ) (اِمر.) روسری ؛ پارچهای نازک و چهارگوش که خانمها دو تا کرده و با آن موهای سر را میپوشانند.
(رَ) (اِمر.)
۱- یک چهارم هر چیز.
۲- واحد وزن، یک چهارم من که معادل ده سیر یا ۷۵۰ گرم میباشد.
۳- یک چهارم زرع که معادل چهار گرهاست.
[ په. ] (اِ.)
۱- مقداری از غذا که برای مزه کردن، بچشند.
۲- مقدار ترشی که به غذا میزنند.
۳- ماده قابل اشتعالی که به فشنگ یا هر مواد منفجرهای وصل کنند.