اسم

چاتمه

(مِ یا مَ) [ تر. ] (اِ.) وضع استوار چند تفنگ بر روی زمین بدین نحو که ته آن‌ها را با فاصله کمی از هم روی زمین قرار و سر آن‌ها را به هم تکیه دهند تا به صورت مخروطی درآید.

    چاتمه فنگ

    (~. فَ) (اِمر.) = چاتمه تفنگ: فرمانی است که فرمانده به سربازان دهد و آنان تفنگ‌های خود را به شکل چاتمه بر روی زمین قرار دهند.

      چاچ

      (اِ.) نام شهری در ماورالنهر که کمان و تیر آن معروف بود.

        چادر

        (دُ)(اِ.)۱ – پوششی برای خانم‌ها.
        ۲- خیمه، پرده بزرگ.
        ۳- سایبان.

          چادرنماز

          (~. نَ) (اِمر.) چادری از جنس پارچه‌های نازک که زنان در خانه یا به هنگام نماز بر سر می‌کنند.

            پیمایش به بالا