اسم

چاق

[ تر. ]
۱- (ص.) فربه.
۲- تنومند.
۳- تندرست، سالم.
۴- (اِ.) صحت، سلامت. ؛دماغش ~ است الف – سالم و تندرست است. ب – کار و بارش خوب است. ؛~ُ چله چاق و فربه.

    چاقچور

    (اِ.) شلوار گشاد و بلند زنانه، که از کف پا تا کمر را می‌پوشاند.

      چارچار

      (اِ.) = چهار چهار: روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک در زمستان که سردترین روزهای سال است.

        چارق

        (رُ) [ تر. ] (اِ.) کفشی چرمی با بندهای بلند که به دور پا پیچیده می‌شود.

          چارقب

          (قَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) نوعی از لباس پادشاهان و امراء. ضح – برخی «چارقد» را محرف همین کلمه دانند.

            چارقد

            (قَ) (اِمر.) روسری ؛ پارچه‌ای نازک و چهارگوش که خانم‌ها دو تا کرده و با آن موهای سر را می‌پوشانند.

              چارک

              (رَ) (اِمر.)
              ۱- یک چهارم هر چیز.
              ۲- واحد وزن، یک چهارم من که معادل ده سیر یا ۷۵۰ گرم می‌باشد.
              ۳- یک چهارم زرع که معادل چهار گره‌است.

                چاره

                (رِ) [ په. ] (اِ.)
                ۱- گریز، درمان.
                ۲- تدبیر.
                ۳- مکر، حیله.

                  Scroll to Top