اسم

چادر

(دُ)(اِ.)۱ – پوششی برای خانم‌ها.
۲- خیمه، پرده بزرگ.
۳- سایبان.

    چادرنماز

    (~. نَ) (اِمر.) چادری از جنس پارچه‌های نازک که زنان در خانه یا به هنگام نماز بر سر می‌کنند.

      جیوه

      (وِ) [ معر. ] (اِ.) سیماب، فلزی است نقره‌ای رنگ که از ماده معدنی شنجرف به دست می‌آید و گاهی به طور خالص در طبیعت وجود دارد. وزن مخصوصش ۶/۱۳ است که در دمای ۳۵۷ درجه به جوش می‌آید و در تقریباً ۴۰ زیر صفر درجه منجمد می‌گردد.

        چابکی

        (~.)
        ۱- (حامص.) چالاکی، چستی.
        ۲- (اِ.) اسب راهوار که اگر تازیانه بر او زنند راه را غلط نکند.

          چاپ

          [ هند. ] (اِ.) نقش کردن نوشته‌ها و تصاویر روی کاغذ به وسیله ماشین‌های ویژه این کار، طبع. ؛~ سنگی طبع نوشته‌ها و غیره به وسیله تحریر بر روی صفحه مخصوص و انعکاس آن بر روی کاغذ. ؛~ سربی طبع نوشته‌ها و غیره به وسیله حروف سربی. ؛~ مسطح طبع نوشته‌ها به وسیله حروف چاپی. ؛~ سیلک نوعی طریقه چاپ بر روی مقوا، چرم، پارچه و مانند آن بااستفاده از پارچه ابریشمی (ارگاندی). ؛~ افست نوعی طریقه چاپ توسط زینگ.

            چاپگر

            (اِمر.) دستگاه الکترونیکی برای چاپ داده‌های کامپیوتری، پرینتر. ؛ ~ جوهرافشان چاپگری که با پرتاب ذرات جوهر بر کاغذ نقش ایجاد کند. ؛ ~ سوزنی چاپگری که در آن حرف یا نماد ماتریسی از نقاط است و بر این نقاط مرکب افشانده یا ضربه همراه با مرکب وارد شود. ؛ ~ لیرزی چاپگری که در آن از پرتو لیرز برای نشاندن جوهر بر کاغذ استفاده شود. ؛ ~ سطری چاپگری که در آن اطلاعات در یک سطر یکجا چاپ شود. ؛~ صفحه‌ای چاپگری که متن یک صفحه را یکجا چاپ کند.

              Scroll to Top