اسم

جوشش

(ش) (اِمص.)
۱- عمل جوشیدن.
۲- خونگرمی، مهربانی.
۳- سازش، همدمی.

    جوشن

    (جُ شَ) [ ع. ] (اِ.) زره، لباس ویژه جنگ.

      جور

      (اِ.)
      ۱- نوع، گونه.
      ۲- منظم، مرتب.

        جوسه

        (جُ س) (اِ.)
        ۱- کوشک، قصر.
        ۲- بالاخانه.

          جوراب

          (اِ.) پوششی که آن را از نخ‌های پنبه‌ای یا پشمی و یا ابریشمی بافند و پا را با آن پوشانند. ؛ ~ شلواری جورابی که همراه با شلواری از همان جنس و چسبیده به آن بافته شده باشد.

            جوش

            ۱ – (اِمص.) جوشش، غلیان.
            ۲- آشفتگی.
            ۳- هیجان، اضطراب.
            ۴- (اِ.) دانه‌ای ریز که بر پوست بدن ظاهر می‌شود.
            ۵- شورش دل.

              پیمایش به بالا