جوسه
(جُ س) (اِ.)
۱- کوشک، قصر.
۲- بالاخانه.
(اِ.) پوششی که آن را از نخهای پنبهای یا پشمی و یا ابریشمی بافند و پا را با آن پوشانند. ؛ ~ شلواری جورابی که همراه با شلواری از همان جنس و چسبیده به آن بافته شده باشد.
۱ – (اِمص.) جوشش، غلیان.
۲- آشفتگی.
۳- هیجان، اضطراب.
۴- (اِ.) دانهای ریز که بر پوست بدن ظاهر میشود.
۵- شورش دل.
(جُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- دو پیکر، نام یکی از صورتهای فلکی جنوب شرقی.۲ – نام سومین برج از منطقه البروج که خورشید در حرکت ظاهری خود در خردادماه در این صورت فلکی دیده میشود.
۳- نام هشتمین منزلِ ماه که عرب آن را نثره گوید.
(جَ یا جُ زِ) (اِمر.) [ معر. ] گیاهی از تیره بسباسهها که درختی است دو پایه به ارتفاع ۸ تا ۱۰ متر، دارای برگهای دایمی و کامل و پایا و ساده و متناوب و بیضوی و نوک تیز بدون گوشوارک و نسبتاً ضخیم است ؛ جوزالطیب، بسباسه، گوزبویا، جوزبوآ نیز گویند.