اسم

جنم

(جَ نَ) (اِ.)
۱- ذات، سرشت.
۲- صورت، قیافه.

    جنه

    (جُ نَّ) [ ع. جنه ] (اِ.) سپر.

      جنوب

      (جَ یا جُ) [ ع. ] (اِ.) یکی از چهار جهت اصلی که مقابل شمال است.

        جنود

        (جُ) [ ع. ] (اِ.) جِ جند؛ لشکرها، سپاه‌ها.

          جنون

          (جُ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- دیوانگی، تباه گشتن عقل.
          ۲- شیفتگی، اشتیاق.
          ۳- کم عقلی، نادانی.

            جندبیدستر

            (جُ دِ دَ تَ) [ معر ] (اِمر.) = جندبادستر. گندبیدستر: بیضه بیدستر است که سابقاً در تداوی ضددردهای عصبی و ناراحتی‌های روحی و ضایعات سیفلیسی و امراض عفونی دیگر به کار می‌رفته‌است ؛ خصیه الکلب البحر، خایه سگ آبی.

              جندره

              (جَ دَ رِ) (اِ. ص.)
              ۱- ناتراشیده، هر چیز پرچین و چروک.
              ۲- چوبی که با آن رخت و فرش را مالند.

                جندک

                (جَ دُ) (اِ.) مسکوک مسین کوچک که کمتر از نیم پول، قیمت داشته‌است.

                  جنس

                  (جِ) [ ع. ] (اِ.)
                  ۱- صنف، دسته.
                  ۲- کالا.
                  ۳- در منطق، هر آن چه که انواع زیادی را شامل شود، مانند حیوان، که شامل انسان و دیگر جانوران است.

                    پیمایش به بالا