اسم

جک

(~.) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی به شکل اهرم که برای بالا بردن و نگاه داشتن اشیاء سنگین مانند اتومبیل و غیره به کار برند.

    جغرافی

    (جُ) [ معر – یو. ] (اِمر.) دانشی است که در باره زمین و تقسیمات طبیعی، سیاسی، جغرافی و انسانی آن بحث می‌کند و آن شامل اقسامی است.

      جغه

      (جِ غِّ) (اِ.)
      ۱- تاج، افسر.
      ۲- هر چیز تاج مانند که به کلاه نصب کنند.

        جف

        (جُ فّ) [ ع. ] (اِ. ص.)
        ۱- هر چیز تُهی.
        ۲- سالخورده، کهن.

          جفاله

          (جُ لِ یا لَ) [ ع. جفاله ] (اِ.)
          ۱- گروه مردم، جماعت.
          ۳- دسته مرغان (فارسی).

            جفت

            (~.) [ په. ] (اِ.)
            ۱- زوج، دو عدد از یک چیز.
            ۲- زن و شوهر، همسر.
            ۳- همتا، همانند.
            ۴- همراه، همدم.

              جفت

              (جُ) (اِ.) عضوی عروقی که در هنگام بارداری، از طریق بند ناف مواد لازم را به جنین رسانده و مواد دفعی را می‌گیرد.

                جفت

                (جَ) (اِ.) = جفته. چفته: نک چفت.

                  پیمایش به بالا