اسم

جغه

(جِ غِّ) (اِ.)
۱- تاج، افسر.
۲- هر چیز تاج مانند که به کلاه نصب کنند.

    جف

    (جُ فّ) [ ع. ] (اِ. ص.)
    ۱- هر چیز تُهی.
    ۲- سالخورده، کهن.

      جعال

      (جِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- اجرتی که به سپاهیان در زمان جنگ دهند.
      ۲- اجرت عامل، حق العمل.

        جعبه

        (جَ بِ) [ ع. جعبه ] (اِ.)
        ۱- تیردان.
        ۲- صندوقچه، هر چیز قوطی مانند. ؛ ~سیاه اسبابی به صورت یک واحد کامل الکترونیکی در وسی له‌های پرنده برای گردآوری اطلاعات از عملکرد وسیله در جریان پرواز، به ویژه در فهم علت سقوط. ؛ ~تقسیم قاب سرپوشیده‌ای برای انتقال یا انعشاب مدارهای الکترونیکی. ؛ ~ابزار جعبه‌ای برای نگهداری و حمل ابزارهای دستی.

          جعد

          (جَ) [ ع. ] (اِ.) موی پیچیده، موی تاب – دار.

            جعفر

            (جَ فَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- رود، نهر.
            ۲- ماده شتر پر شیر.

              جعفری

              (جَ فَ) [ ع – فا. ] (اِمر.)
              ۱- یکی از سبزی‌های خوردنی است با ساقه‌های نازک راست و برگ‌های بریده که گل‌هایش سفید رنگ و چتری است، آهن، فسفر و ویتامین -‌های A.B.C. را نیز دارا می‌باشد.
              ۲- نوعی سکه زر.
              ۳- نوعی گل زردرنگ که در باغچه کارند.

                جعل

                (جُ عَ) [ ع. ] (اِ.)سرگین غلطان، حشره ایست که روی مدفوع حیوانات می‌نشیند.

                  جغ

                  (جُ) (اِ.)
                  ۱- یوغ، چوبی که بر گردن گاو قلبه کش و زراعت کننده نهند.
                  ۲- چوبی که دوغ را بدان زنند تا مسکه برآید.

                    پیمایش به بالا