اسم

جاندانه

(نِ) (اِ.) آن بخش از جمجمه که در کودکی نرم است.

    جانماز

    (نَ) (اِمر.) فرشی کوچک که بر کف اتاق یا زمین گسترند و روی آن نماز گزارند، سجاده. ؛ ~ آب کشیدن تظاهر به پاکی و تقدس کردن.

      جانور

      (نِ وَ) (اِص.)
      ۱- زنده، جاندار.
      ۲- حیوان. ؛ جک و ~ جانوران گوناگون به ویژه حشرات موذی.

        جانیه

        (یِ) [ ع. جانیه ] (اِفا.) مؤنث جانی، زن جنایت کار، زن تبهکار.

          Scroll to Top