اسم

جاله

(لِ یا لَ) (اِ.) قطعاتی از چوب و تخته که به مشک‌های پر باد بندند و در آب اندازند و روی آن نشسته از آب عبور کند.

    جالی

    [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- روشن، واضح.
    ۲- جلا – دهنده، پاک کننده. ؛ ادویه ~: دواهایی که عفونت‌های جلدی را با آن پاک کنند، ضد – عفونی‌های جلدی.

      جالیز

      (اِ.) کشتزار خربزه، هندوانه و خیار و مانند آن.

        جالینوس

        (اِ.)
        ۱- نوایی است از موسیقی قدیم.
        ۲- نام طبیب معروف یونانی.

          جالیه

          (یِ یا یَ) [ ع. ] (اِفا.) مؤنث جالی. غریبانی که از وطن خود هجرت کرده‌اند.

            جام

            [ په. ] (اِ.)
            ۱- پیاله، ساغر.
            ۲- هر یک از صفحات بزرگ و برش نخورده آیینه یا شیشه.
            ۳- جایزه‌ای که در مسابقات ورزشی به برندگان داده می‌شود. ؛~ جهانی مجموعه مسابقاتی که معمولاً در یک رشته ورزشی میان تیم‌های برگزیده از قاره‌های مختلف برگزار می‌شود. ؛~ حذفی مجموعه مسابقاتی که معمولاً در یک رشته ورزشی برگزار می‌شود و در طی آن ت یم‌های بازنده از دور خارج می‌شوند.
            ۴- ظرفی برنجین که در آن آب خورند.

              پیمایش به بالا