اسم

جامع

(مِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) جمع کننده، گرد – آورنده.
۲- (ص.) تمام، کامل.
۳- (اِ.) مسجدی که در آن نماز جمعه گزارند.

    جامعه

    (مِ عِ) [ ع. جامعه ] (اِ.) گروه مردم یک شهر، کشور، جهان یا صنفی از مردم مانند جامعه بشریت، سیاه پوستان، هنری، و… ؛~ مدنی جامعه‌ای که بر مبنای خواست آزادانه و آگاهانه اکثریت مردم در شکل گیری حکومت و رعایت حقوق بشر و قانون مندانه اداره می‌شود. ؛ ~ بی طبقه جامعه‌ای که طبقات در آن وجود ندارد و همه افراد از جهت درآمد و ثروت و امتیاز با هم برابرند. ؛ ~مصرفی جامعه‌ای که در آن بیش تر از تولید مصرف می‌کنند.

      جاله

      (لِ یا لَ) (اِ.) قطعاتی از چوب و تخته که به مشک‌های پر باد بندند و در آب اندازند و روی آن نشسته از آب عبور کند.

        جالی

        [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- روشن، واضح.
        ۲- جلا – دهنده، پاک کننده. ؛ ادویه ~: دواهایی که عفونت‌های جلدی را با آن پاک کنند، ضد – عفونی‌های جلدی.

          جالیز

          (اِ.) کشتزار خربزه، هندوانه و خیار و مانند آن.

            جاز

            [ انگ. ] (اِ.) موسیقی ارکستری است که از تطابق موسیقی آوازی و ضربی سیاهان افریقا در امریکا به وجود آمده و معمولا برای رقص نواخته می‌شود.

              جازم

              (زِ) [ ع. ] (اِفا.)
              ۱- قاطع، کسی که در قصد خود تردید نکند.
              ۲- قطع کننده، برنده.

                جازمه

                (زِ مِ) [ ع. جازمه ] (اِفا.)
                ۱- مونث جازم.
                ۲- حرفی که چون بر فعل درآید آخر آن را ساکن گرداند.

                  جاست

                  (اِ.) جایی که انگور را در آن لگد زنند تا شیره آن برآید.

                    پیمایش به بالا