ثاوی
[ ع. ] (اِفا.)۱ – فرودآینده.
۲- اقامت (دراز) کننده، مقیم.
(تِ ئُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- علم نظری، فرضیه.
۲- مجموعه معلومات که بعضی امور و حوادث را تشریح میکند، نظریه (فره).
(تِ ئُ یَ) [ فر. ] (اِ.) کسی که درباره مسائل اجتماعی یا سیاسی یا علمی نظریههای جدید ارائه دهد، نظریه پرداز (فره).
(تِ ئُ کِ) [ فر. ] (اِمر.) دولتی که از اختلاط قدرتهای دینی و سیاسی به وجود آید؛ حکومت دینی ؛ مانند حکومت امویان و عباسیان.
[ ع. ]
۱- (اِمص.) گمراهی، سرگردانی.
۲- خودپسندی.
۳- (اِ.) بیابان بی آب و علف که در آن سرگردان شوند.
(تِ) [ په. ] (اِ.) پرندهای است مانند کبک که کمی از آن کوچکتر است، ولی گوشتش خوشمزه تر است. رنگ پرهایش خاکستری مایل به زرد و زیر بالهایش سیاه است.