اسم

تیشه

(ش ِ) [ په. ] (اِ.) ابزاری فلزی که نوک آن پهن و تیز است و در نجاری و سنگ تراشی به کار می‌رود. ؛~ به ریشه خود زدن کنایه از: خود را به آستانه نابودی کشاندن.

    تیغ

    [ په. ] (اِ.)
    ۱- شمشیر، هر چیز بُرُنده.
    ۲- خار.
    ۳- بلندی کوه.
    ۴- شعاع آفتاب. ؛~ کسی بریدن کنایه از: کارآیی داشتن، قدرت داشتن.

      تیغال

      (اِ.)
      ۱- آشیانه مرغان.
      ۲- دارویی که در گیاهی خاردار تولید می‌شود.

        تیغه

        (غِ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- هر چیز تیغ مانند.
        ۲- دیوار کم قطر و نازک.

          تیفوس

          [ فر. ] (اِ.) نوعی بیماری عفونی که با تب همراه است. میکروب آن از طریق نیش زدن شپش وارد خون می‌شود.

            Scroll to Top