اسم

تیرکمان

(کَ) (اِمر.) بازیچه کودکان به صورت قطعه کوچک چرم یا لاستیکی که دو سوی آن را با کش به دو شاخه کوچکی می‌بندند و با آن سنگریزه پرتاب کنند.

    تیخ

    (اِ.) = تیغ: هرچیز که سر آن تیز باشد.

      تیر

      [ په. ] (اِ.)
      ۱- چوب راست و باریک با نوکی آهنین و تیز که با کمان آن را پرتاب کنند.
      ۲- گلوله‌ای که از تفنگ، توپ و مانند آن‌ها شلیک می‌شود. ؛ ~ کسی به سنگ خوردن کنایه از: ناکام شدن، در نقشه خود شکست خوردن.

        تیر

        [ په. ] (اِ.)
        ۱- ماه چهارم از هر ماه شمسی.
        ۲- پاییز، خزان.
        ۳- نام روز سیزدهم از هر ماه خورشیدی.

          تیراژ

          [ فر. ] (اِ.) شمارگان، واحدی برای شمارشِ روزنامه، مجله و کتابی که در یک نوبت به چاپ می‌رسد، شمار (فره).

            تیراژه

            (ژَ یا ژِ) (اِ.) = تیراژی: رنگین کمان، قوس و قزح.

              تیرآهن

              (هَ) (اِمر.) آهنی با ضخامت بالا که دارای کاربردهای ساختمانی و صنعتی است.

                Scroll to Top