اسم

تهک

(تَ هَ) (اِ.) غبار، خاک زمین.

    تهمت

    (تُ مَ) [ ع. تهمه ] (اِ.) بدگمانی، افترا.

      تهیج

      (تَ هَ یُّ) [ ع. ] (مص ل.) برانگیخته شدن، به هیجان آمدن.
      ۲- (اِمص.) برانگیختگی، هیجان ؛ ج. تهیجات.

        ته نشست

        (تَ. نِ شَ)
        ۱- (مص مر.) رسوب کردن مواد موجود در آب‌ها.
        ۲- (اِمر.) ماده‌ای که در آب رودها و مرداب‌ها و دریاها رسوب می‌شود.
        ۳- طبقه‌ای از زمین که نتیجه رسوب مواد محلول یا مخلوط در آب دریاها و رودهاست.
        ۴- آن چه ته نشین می‌شود.

          ته نشین

          (~. نِ) (اِمر.)
          ۱- آن چه زیر آب رود و ته ظرف جای گیرد، ته نشست.
          ۲- آن چه براثر رسوب کردن باقی می‌ماند، رسوب.

            تهالک

            (تَ لُ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) باز افتادن، افتادن، تساقط.
            ۲- تمایل یافتن در حین راه رفتن.
            ۳- آزمند شدن، حریص شدن بر چیزی.
            ۴- کوشش کردن به شتاب در امری.
            ۵- (اِمص.) آزمندی ؛ ج. تهالکات.

              تنیس

              (تِ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی ورزش که دو یا چهار نفر به وسیله راکت و توپ کوچک در محوطه‌ای با ابعاد مشخص که با یک پرده توری کوتاه به دو قسمت تقسیم شده‌است بازی می‌کنند. ؛ ~روی میز پینگ پنگ.

                تنین

                (تَ نِّ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- اژدها.
                ۲- ماهی. ج. تنانین.
                ۳- نام یکی از صورت‌های فلکی نیمکره شمالی آسمان.

                  پیمایش به بالا