اسم

تنبور

(تَ) [ په. ] (اِ.) سازی است مانند سه تار دارای کاسه‌ای کوچک و دسته‌ای دراز.

    تنبوشه

    (تَ بُ ش ِ) (اِ.) لوله سفالین که در زیر خاک یا میان دیوار کارمی گذاشتند تا آب از آن عبور کند.

      تنبوک

      (تَ) (اِ.)
      ۱- یک طرف زین با دامنه تسمه رکاب.
      ۲- کباده.

        تنتور

        (تَ) [ فر. ] (اِ.) الکل یا اتر که از عناصر فعال مواد معدنی، نباتی و حیوانی استخراج می‌شود.

          تنبان

          (تُ) (اِ.)
          ۱- زیر جامه، ازار.
          ۲- شلوار. ؛ ~ کسی دو تا شدن کنایه از: پولدار شدن.

            تنبک

            (تُ بَ) (اِ.) یکی از سازها که به آن ضرب هم گویند. آن را از چوب و سفال یا فلز سازند و در یک سوی آن پوستی نازک کشند و به هنگام نواختن آن را در زیر بغل گرفته با سر انگشتان می‌نوازند.

              تنبگ

              (تَ بَ) (اِ.) طبق چوبی بزرگ که بقالان در آن میوه یا اجناس دیگر ریزند.

                تنافور

                (تَ فُ) [ په. ] (اِ. ص.)=تناپور. تناپوهر: در دین زرتشتی نام گناهی است که گناهکار مرتکب آن نمی‌تواند از پُل چینود بگذرد، گناه نابخشودنی.

                  پیمایش به بالا