اسم

تنبگ

(تَ بَ) (اِ.) طبق چوبی بزرگ که بقالان در آن میوه یا اجناس دیگر ریزند.

    تن بها

    (تَ. بَ) (اِمر.) پولی که کسی برای آزاد شدن کسی دیگر از زندان در صندوق دادگستری گذارد؛ وجه الکفاله.

      تن تن

      (تَ تَ) (اِمر.)
      ۱- وزن اجزای آواز موسیقی.
      ۲- از ارکان تقطیع.
      ۳- نغمه، سرود.

        تن

        (تَ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- بدن.
        ۲- جسم.
        ۳- نفر، شخص.

          تموز

          (تَ) [ معر. ] (اِ.)
          ۱- گرمای سخت، زمان بودن خورشید در برج سرطان.
          ۲- نام ماه اول تابستان و ماه دهم از ماه‌های رومیان.

            تموک

            (تَ) (اِ.) نوعی تیر که دارای پیکان پهن باشد.

              تمیمه

              (تَ مِ) [ ع. تمیمه ] (اِ.) طلسمی که برای دفع چشم زخم به گردن اطفال آویزند. ج. تمایم.

                تن

                (تُ) [ فر. ] (اِ.) مقیاس وزن برابر ۱۰۰۰ کیلوگرم.

                  تن

                  (~.) [ فر. ] (اِ.) درجه بلندی و کوتاهی صدا و آوازها، صدا، صوت، پرده (فره).

                    پیمایش به بالا