اسم

تمر

(~.) (اِ.) درختی است با برگ‌های دراز و متناوب که هر برگ بیش از بیست تا سی برگچه دارد، گل‌هایش زرد یا سرخ رنگ است. میوه اش سرخ و ترش مزه‌است که در غلافی بزرگ جا دارد، برای قلب و معده مفید است.

    تمساح

    (تِ) [ ع. ] (اِ.) جانوری است خزنده و سخت پوست دارای چهار دست و پا، در آب به راحتی شنا می‌کند، اما همیشه در آب نمی‌ماند، تخم‌هایش را در خشکی می‌گذارد. این حیوان دارای فک و دندان‌های بسیار نیرومند می‌باشد، کروکودیل.

      تمسک

      (تَ مَ سُّ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) چنگ زدن، دستاویز قرار دادن.
      ۲- (اِ.) سند، حجت.

        تمشک

        (تَ مِ) (اِ.) میوه‌ای است مانند توت و توت فرنگی به رنگ قرمز مایل به مشکی با مزه ترش و شیرین که از بوته تمشک به دست می‌آید. بوته این میوه ساقه بلند و تیغ دار و در هم پیچیده دارد که با برگ‌های کوچک به طور خودرو در جاهای گرم و مرطوب می‌روید، دارای ویتامین C و قند بوده، ملین و اشتهاآور می‌باشد.

          تمشی

          (تَ مَ شّ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) راه رفتن، گام زدن.
          ۲- (اِمص.) پیاده روی.

            تمایل

            (تَ یُ) [ ع. ] (مص ل.)
            ۱- اظهار میل و رغبت کردن.
            ۲- به سوی چیزی کج شدن.
            ۳- (اِمص.) گرایش، میل.
            ۴- عاطفه، احساس.

              تمبر

              (تَ) [ فر. ] (اِ.) تکه کاغذی کوچک و چسبناک که اداره پست چاپ و در مقابل اخذ حق حمل و نقل نامه‌ها و غیره به نامه و محمول الصاق کند.

                تمتم

                (تُ تُ) (اِ.) منگوله‌ای که از موی دم گاومیش هندی درست می‌کردند و آن را بر سر نیزه یا گردن اسب می‌بستند.

                  تمثال

                  (تِ) [ ع. ] (اِ.) صورت، نگار، مجسمه. ج. تماثیل.

                    پیمایش به بالا