اسم

تفضل

(تَ فَ ضُّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- برتری یافتن.
۲- نیکی کردن.
۳- (اِمص.) فزونی، برتری.
۴- نیکی، لطف.

    تفرعن

    (تَ فَ عُ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) مانند فرعون متکبر و ستمکار بودن.
    ۲- ستمکار گردیدن.
    ۳- (اِمص.) خودپرستی، تکبر.

      تفتیش

      (تَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) تفحص کردن، جستجو کردن.
      ۲- (اِمص.) بازرسی، پژوهش. ؛ ~ عقاید پرس و جو درباره عقاید دینی و سیاسی مردم برای شناسایی مخالفان. ؛ ~ بدنی الف – گشتن لباس و بدن کسی. ب – بازرسی بدنی.

        تفتیک

        (تَ) (اِ.) کرک، پشم نرم زیر موهای بز که از آن در بافتن شال استفاده می‌کنند.

          تفتق

          (تَ فَ تُّ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) شکافتن، شکاف خوردن، کفتن، کافتن.
          ۲- (اِمص.) شکافتگی ؛ ج. تفتقات.

            تفته

            (تَ تِ یا تَ)
            ۱- (اِمف.) تابیده.
            ۲- (اِ.) تار عنکبوت.

              تفاریق

              (تَ) [ ع. ] (اِ.) جِ تفریق ؛ پراکنده‌ها، چیزهای پراکنده، اندک اندک.

                پیمایش به بالا