تفقد
(تَ فَ قُّ) [ ع. ]
۱- (مص م.) دلجویی کردن.
۲- (اِمص.) بازجست، واجست.
(تَ یا تُ سِ) (اِ.)
۱- لکه سیاهی که روی چهره پیدا شود.
۲- خواستن هر چیزی، ویار.
۳- اندوه و بی تابی.
(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) شرح کردن، بیان کردن.
۲- (اِمص.) گزارش.
۳- بیان و تشریح معنی و لفظ آیات قرآن. ؛ ~به رأی الف – تفسیر قرآن براساس ذوق و نظر شخصی و نه حقایق آن. ب – تفسیر سخن یا امری مطابق میل خود.