اسم

تعهد

(تَ عَ هُّ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) کاری را به عهده گرفتن.
۲- عهد بستن،
۳- (اِمص.) غمخواری.

    تعویذ

    (تَ) [ ع. ] (اِ.) دعایی که برای رفع بلا و دفع چشم زخم به گردن یا بازو بندند.

      تعیش

      (تَ عَ یُّ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- خوش زیستن، خوش گذراندن.
      ۲- (اِ.) گذران.

        تعلیقه

        (تَ قِ) [ ع. تعلیقه ] (اِ.) شرحی که در حاشیه کتاب یا رساله نوشته شود. ج. تعالیق.

          تعلیمی

          (تَ) [ ع – فا. ]
          ۱- (اِ.) تسمه‌ای که به لگام اسب بندند.
          ۲- عصای سبکی که به دست گیرند.

            تعقل

            (تَ عَ قُّ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) اندیشه کردن.
            ۲- (اِمص.) خردمندی.

              تعقیب

              (تَ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) دنبال کردن، از پی چیزی رفتن.
              ۲- (اِ.) دعایی که بعد از نماز خوانند.
              ۳- (اِمص.) پی گرد، پی گیری یا جست و جوی کسی به وسیله نیروی انتظامی یا مقامات قضایی.

                تعلیق

                (تَ) [ ع. ]
                ۱- (مص م.) آویزان کردن.
                ۲- چیزی در زیر کتاب یا نوشته‌ای نوشتن.
                ۳- (اِ.) نام یکی از خطوط اسلامی منشعب از نسخ با شیوه ایرانی.
                ۴- (اِمص.) آویزان بودن، آویختگی.
                ۵- انجام نشدن کاری یا بلاتکلیف ماندن امری بدون مشخص بودن زمان قطعی انجام یافتن آن.

                  تعزیرات

                  (~.) [ ع. ] (اِ.) جِ تعزیر. نهادی که در آن جا میزان مجازات افراد خاطی تعیین و اجرا می‌شود.

                    تعصب

                    (تَ عَ صُّ) [ ع. ]
                    ۱- (مص ل.) از چیزی سخت جانبداری کردن.
                    ۲- (اِمص.) حمیت، عصبیت.
                    ۳- سخت گیری.

                      پیمایش به بالا