اسم

تعظیم

(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) بزرگ داشتن، احترام کردن.
۲- (اِمص.) بزرگداشت.

    تعدیل

    (تَ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) راست کردن، معتدل کردن.
    ۲- (اِمص.) تقسیم کردن از روی عدالت.
    ۳- راست کار خواندن، پارسا داشتن.
    ۴- کم کردن.

      تعرفه

      (تَرِ فِ) [ ع. تعرفه ]
      ۱- (مص م.) معرفی کردن، شناساندن.
      ۲- (اِ.) فهرست قیمت کالاها.
      ۳- صورت مالیات و عوارضی که به اجناس تعلق گیرد.

        تعالی

        (تَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) بلند پایه گردیدن.
        ۲- (اِمص.) بلندی، برتری.

          تظاهرات

          (تَ هُ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- جِ تظاهر.
          ۲- در فارسی به معنای راهپیمایی دسته جمعی.

            تعادل

            (تَ دُ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) با هم برابر شدن.
            ۲- (اِمص.) برابری.
            ۳- هنگامی جسمی در تعادل است که منتجه همه نیروهای وارد بر آن برابر صفر باشد (فیزیک).
            ۴- وضعیتی که شخص در آن حالت مطلوب و طبیعی دارد و در برابر محرک‌ها واکنش طبیعی از خود نشان می‌دهد (روانشناسی).
            ۵- کامل نشدن واکنش شیمیایی در اثر پیدایش واکنش معکوس که در پایان دو واکنش با سرعت مساوی انجام می‌گیرد و دستگاه بی تغییر می‌ماند (شیمی).
            ۶- تناسب (هنر).

              پیمایش به بالا