اسم

تسعیر

(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) نرخ گذاشتن برای چیزی، بها تعیین کردن.
۲- (اِ.) تبدیل ارز.

    تسمه

    (تَ مِ) (اِ.) بند چرمی که بدان چیزی را بندند. ؛ ~ از گُرده کسی کشیدن الف – کارهای پرمشقت به کسی تحمیل کردن.
    ۲- کسی را مرعوب کردن.

      تسدیس

      (تَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) شش گوشه ساختن چیزی.
      ۲- (اِ.) فاصله میان دو ستاره که به اندازه بُرج باشد.
      ۳- قرار گرفتن ماه در نقطه‌ای که فاصله آن تا خورشید ۶۰ درجه باشد.

        تستر

        (تُ تِ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی که با آن نان را گرم یا برشته کنند، برشته کن (فره).

          تس

          (تَ) (اِ.) تپانچه، سیلی.

            تسبیح

            (تَ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) خدا را به پاکی یاد کردن.
            ۲- سبحان الله گفتن.
            ۳- (اِ.) در فارسی دانه‌های به رشته کشیده شده‌ای که هنگام ذکر و دعا در دست گیرند.

              تسبیحات

              (~.) [ ع. ] (اِ.) جِ تسبیح. ؛ ~اربعه عبارت سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و اللهاکبر که در رکعت‌های سوم و چهارم نماز معمولاً سه مرتبه قبل از رکوع خوانده می‌شود.

                تست

                (تِ) [ انگ. ] (اِ.)
                ۱- نوع خاصی از آزمایش که بنای آن بر طرح پرسش‌های کوتاه و جواب‌های مختلف است.
                ۲- مجموعه پرسش‌های چند گزینه‌ای (فره).
                ۳- آزمایش، آزمون.

                  پیمایش به بالا