تسعون
(تِ) [ ع. ] (اِ.) عدد نود.
(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) شش گوشه ساختن چیزی.
۲- (اِ.) فاصله میان دو ستاره که به اندازه بُرج باشد.
۳- قرار گرفتن ماه در نقطهای که فاصله آن تا خورشید ۶۰ درجه باشد.
(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) خدا را به پاکی یاد کردن.
۲- سبحان الله گفتن.
۳- (اِ.) در فارسی دانههای به رشته کشیده شدهای که هنگام ذکر و دعا در دست گیرند.
(~.) [ ع. ] (اِ.) جِ تسبیح. ؛ ~اربعه عبارت سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و اللهاکبر که در رکعتهای سوم و چهارم نماز معمولاً سه مرتبه قبل از رکوع خوانده میشود.
(تِ) [ انگ. ] (اِ.)
۱- نوع خاصی از آزمایش که بنای آن بر طرح پرسشهای کوتاه و جوابهای مختلف است.
۲- مجموعه پرسشهای چند گزینهای (فره).
۳- آزمایش، آزمون.